قابوسنامه | عنصرالمعالی
چنان شنودم که هارونالرشید خوابی دید بر آن جمله که پنداشتی که همه دندانهای او از دهن بیرون افتادی به یکبار. بامداد معبری (تعبیرکنندهٔ خواب) را بیاورد و پرسید که: تعبیر این خواب چیست؟ معبر گفت: زندگانی امیر دراز باد، همهی نزدیکان تو پیش از تو بمیرند چنان که کس از تو باز نماند. هارون گفت: این مرد را صد چوب بزنید که بدین دردناکی سخنی در روی من بگفت. چون همه قرابات من پیش از من جمله بمیرند پس آنگه من که باشم؟ خوابگزاری دیگر بیاوردند و همین خواب با وی بگفت. خوابگزار گفت: بدین خواب که امیر دید دلیل کند که خداوند عمری درازتر از همهی قرابات به شما دهد. هارون گفت: تعبیر از آن بیرون نشد، اما از عبارت تا عبارت بسیار فرق است؛ این مرد را صد دینار بدهید. پشت و روی سخن نگاه باید داشت و هرچه گویی نیکو باید گفتن تا هم سخنگوی باشی و هم سخندان.
.
+ نوشته شده در ساعت توسط محمد زاهدی
|